/ 1 نظر / 100 بازدید
m0hade3

ما همه خسته و کوفته از دریا برگشته بودیم.ساعت4صبح مامنم متوجه یه سایه تو چارچوب اتاق خواب میشه اول فک میکنه پسرعممه ولی بعدا یهو ب ذهنش خطور میکنه ک پسرعمم این قد و هیکل نبوده که...و شروع میکنه به جیغ زدن همه از خواب میپرن و متوجه میشیم شلوار و کیف هامونو برده.صبح ک افتاب میزنه متوجه میشیم چندتا ویلای دگ هم همون شب سرقت شده.تازه ویلای بعدی ما رو هم نردبون گذاشته بودن ک اونجا هم برن ک دگ وقت کرده بودن توروخدا حواست باشه.خواهش میکنم اطلاع رسانی کنید...