***بی کاری های بنفش من***

مگه نمی گم نخند......فکر کردی باهات شوخی دارم؟

فان و طنز

و آنها میگویند ما را به ترم قبل بازگردانید تا درس بخوانیم ! "

" آیا به آنها به اندازه کافی فرجه داده نشده بود؟ "

" و آنها به مشروطی عظیم دچار خواهند شد. "

" سوره امتحان , آیه 9.75 "

.

.

.

مامانم تعریف میکرد میگف:
حدود سه سالت که بود هرشب ساعت دو سه که میشد میومدی منو صدا میزدی میگفتی من دسشویی دارم ؛منم بهت میگفتم برو دسشویی . تو هم میرفتی ومنم دوباره می خوابیدم. یه دفه بهت گفتم خب لازم نیست هر دفه اول بیای منو صدا کنی خودت برو دیگه! توهم گفتی باشه. شب خواب بودم اومدی صدام کردی گفتی مامان دیگه نمیخواد بیدار شی من خودم میرم دسشویی!! 
یعنی واقعا ایول به خودم!اون موقع بود که فهمیدم دختر خاله گودزیلای نخبم به کی رفته...

.

.

.

دارم از کم خوابی میمیرم به خدا شب تا صبح من کولر روشن میکنم تا خوابم میگیره مادرم خاموشش میکنه و دوباره من روشنش میکنم و این قضیه هرشب ادامه داره

.

.

.

فقط دخترا میفهمن من چی میگم,یه روز تو اتاقم بودم اهنگ گذاشته بودم جلوی اینه میرقصیدم یه ادا اصولی در میاوردم که باورتون نمیشه صدای اهنگم خیلی زیاد بود یهو از تو اینه دیدم در بازه کله خانواده ام وایسادن با تعجب نگام میکنن برگشتم نگاشون کردم فقط سرشونو تکون میدن مامانم اشک تو چشماش. جمع شده بود گفت 14سال زحمت کشیدم که یه دیوونه تحویل جامعه بدم???????سریع درو بستن میخاستم بهشون توضیح بدم اینی که دیدن خره درونم بود!!!

.

.

.

سر کلاس ریاضی معلممون{یه آقاست!} یه مسئله ی جدید مطرح کرد بعد از بچه ها پرسید: چیکارش کنیم؟پیشنهادتون چیه؟
بعد یکی از بچه ها از ته کلاس گفت:ازدواج!!!!
یعنی دیگه خودتون این کلاس و تصور کنین که منفجر شده،و معلم پیشنهاد ازدواج دریافت کرده!!

.

.

.

تو اتاق مدیرم بودم میخواستم بیام بیرون هول شدم پشت در که رسیدم در زدم .فکر کککککککککن داری میری از در بیرون در بزنی.برگشتم مدیرو دیدم ،دیدم درحال گاز زدن میزشه منم ک تگفتن نداره فقط دعا دعا میکردم بیرونیا صدای در رو نشنیده باشن

.

.

.

مخاطب خاص دوستم بعد دوسال دوستی بادوسم کات کرد دوست منم ازاوناییه ک نمیذاره کسی حقشو بخوره نه گذاشت نه برداشت ظهر همون روز پاشد رف دم خونه طرف یه سنگ ن ن ن یه آجربرداشت درشونو کوبید کوبید تا مامان پسره اومد بیرون دوسمم گف ب سعید بگو بیاد بیرون.سعیدم ازترس خونه قایم شده بود.اینم چن تا نفرین آبدارپیش مامانش نثارش کردورف.دوست پردلوجراتو حال کن!!!!!!

.

.

.

این چند روزه همش مهمون داشتیم...یه دراکولای دهه 90 کصــــــــٌافـــــــطم
بود
یعنی دیوونم کردا...
منم محکم هلش دادم سرش خورد کف زمین و شروع کرد به جیغ داد و گریه
بعدش منم رفتم تو فاز دوم نقشم که کسی شک نکنه!!،خیلی عاشقانه بغلش کردم و گفتم : آخی عزیزم.هی بهت میگم ندو،چرا گوش نمیکنی؟؟دیدی افتادی زمین؟؟؟!!! (مهمون حبیب خداست)
من : ^_^
دراکولا : :-(((( O_o
خلاصه بگم که انتقامتونو گرفتم!

.

.

.

یه شب تصمیم گرفتیم روح احضار کنیم از قبلش با هماهنگی دوستم یه نخ نامرئی بستیم به پرده و اون سر نخ رو هم یه جوری از زیر تخت ردش کردیم که پیدا نبود خلاصه بچه ها رو جمع کردیم و چراغا خاموش و شروع کردیم اول اسمشو پرسیدیم مثلا مریم بود بعد بش گفتیم یه اقدامی بکن ما متوجه حضورت بشیم بعد یواشکی نخو کشیدم که پرده تکون خورد یهو اتاق رفت رو هوا از صدای جیغغغغ های رنگارنگ!! و هرکدوم به یکی از گوشه های افق پناه بردند قیافه من و دوست خبیث تر ازخودم ‏‏^‏-‏^ دوستای روح زده ‏:-////‏ مریم خانوم:‏)‏‏) البته ناگفته نماند که فرداش همه افراد حاضر درمراسم بازجویی انضباطی مامانا حاضر شدند ولی خععلی حال داد! بعععله یه همچین آدم کرمویی بودم من!‏

.

.

.

مرسی برو بچ 4جوکی!

نویسنده: دریا ׀ تاریخ: ۱۳٩٢/٤/۱٩ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نفر دوستش داشتن ()


© All Rights Reserved to myglassdreams.Blogfa.com / Theme by:
bahar-20



کد آهنگ - تشریفات - قالب بلاگ اسکای | کورالین - اخبار روز - آگهی رایگان - گویا آی تی - تک تمپ - اخبار روز - گرافیک - وبلاگ